ادبیات نظری و پیشینه تحقیق مفاهیم و ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت (فصل دوم),مباني نظري اهداف مدیریت دانش,پيشينه تحقيق رابطه بین مدیریت دانش با خلاقیت,پيشينه پژوهش پياده سازي مديريت دانش,فصل دوم پايان نامه ارشد تفاوت خلاقیت و نوآوری,پيشينه نظري تعار

همانطور که در ادامه مشخصات فایل ادبیات نظری و پیشینه تحقیق مفاهیم و ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت (فصل دوم) را مشاهده می کنید می توانید در صورت تمایل نسبت به دریافت آن اقدام نمایید.
برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل
ادبیات نظری و پیشینه تحقیق مفاهیم و ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت (فصل دوم)

ادبیات-نظری-و-پیشینه-تحقیق-مفاهیم-و-ابعاد-مدیریت-دانش-و-خلاقیت-(فصل-دوم)

دانلود ادبیات نظری و پیشینه تحقیق مفاهیم و ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت (فصل دوم) در 60 صفحه در قالب word , قابل ویرایش ، آماده چاپ و پرینت جهت استفاده.

مشخصات محصول:
توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)
همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه
توضیحات نظری کامل در مورد متغیر
پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه
رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب
منبع : انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

کاربردهای مطلب:
منبعی برای فصل دوم پایان نامه، استفاده در بیان مسئله و پیشینه تحقیق و پروپوزال، استفاده در مقاله علمی پژوهشی، استفاده در تحقیق و پژوهش ها، استفاده آموزشی و مطالعه آزاد، آشنایی با اصول روش تحقیق دانشگاهی


قسمتهایی از مبانی نظری:

مدیریت دانش
دنياي موجود با استانداردهاي متنوع خود همواره درمعرض تحولات و تغييرات غير قابل پيش بيني است(صادقی و همکاران 1390). در اعصار قبلی، کلید اصلی تولید ثروت، مالکیت و دسترسی به سرمایه و منابع طبیعی بود؛ در حالی که امروز، کلید اصلی ثروت، به میزان دسترسی به ایجاد دانش است(عباسی 1386). امروزه دانش و اطلاعات به عامل تعیین کننده ای در موفقیت و قدرت رقابت پذیری سازمان ها تبدیل شده است(تولایی 1388).
جوامع به طور کلی از اواسط دهه ی 1970 اطلاعات و دانش محور شدند و به دنبال آن منابع اطلاعات و دانش جای صنایع تولیدی را به عنوان خلق کنندگان اصلی سرمایه گرفتند(عباسی 1386). تئوري پردازان بزرگ اقتصادي و تجاري دانش را به عنوان مزيت رقابتي نهايي براي سازمان هاي جديد و كليد پيروزي آنها بيان كرده اند و استدلال مي كنند كه دانش تنها منبعي است كه مشكل يا حتي غيرممكن است كه تقليد و كپي شود و مالك آن داراي يك كالاي منحصر به فرد و في نفسه است(عدلی 1384).  طي دو دهه اخير افزايش حجم اطلاعات در سازمان ها و لزوم استفاده مؤثر از آنها در تصميم هاي سازماني، باعث ظهور پديده اي به نام مديريت دانش شده است(پیری و آصف زاده 1385). زمانی، سازمان ها به دنبال کسب و یافتن اطلاعات و دانش بودند، اما امروزه با حجم انبوهی از اطلاعات و داده هاي گوناگون رو به رو هستند که در بسیاري موارد، طبقه بندي ، تلخیص و بهره برداري صحیح از آنها نیازمند اتخاذ تدابیر و تجهیزات مغزافزاري، سخت افزاري و نرم افزاري مرتبط است. شاید به همین دلیل است که 'مدیریت دانش' جاي ویژه اي در متون و ادبیات مدیریت براي خود باز کرده وصاحبنظران امر را به توسعه فنون و راهکارهاي مرتبط به سوي خود کشانده است(صادقی و همکاران 1390).
در کل چهار عامل عمده و موثر در ظهور مديريت دانش عبارتند از: 1) گذر از عصر سلطه سرمايه هاي مادي به سلطه سرمايه هاي فكري، 2) افزايش خارق العاده در حجم اطلاعات، ذخيره الكترونيكي آن و افزايش دسترسي به اطلاعات، 3) تغيير هرم سني جمعيت و خطر از دست دادن دانش سازماني به واسطه بازنشستگي كاركنان، 4) تخصصي تر شدن فعاليت ها(پیری و آصف زاده 1385).
مدیریت دانش تلاش راهبردی سازمان است که طی آن تلاش می شود از طریق مهار و استفاده ار دارایی های فکری که در نزد  کارکنان و مشتریان سازمان وجود دارد، در رقابت به برتری دست یابند(پوراصغر 1387). مديريت دانش كمك مي كند تا سازمان ها از دانش موجود و دانش هاي جديدي كه ايجاد مي شود بهره جويند(رفعتی شالدهی و همکاران 1387) و تضمین کننده برتری های بلند مدت برای سازمان ها و جوامع و میزان بهره گیری آنها از سرمایه های انسانی، فکری و اطلاعاتی است(حمزه ایی 1391). سازمان دانشى به توانمندى هايى دست مى يابد كه قادر است از نيروى اندك، قدرتى عظيم بسازد(الوانی و دانایی فرد 1380).
يك سازمان بايد دانش مورد نياز خود را شناسايي كرده، آن را كسب نمايد و ذخيره سازي كند تا بتواند آنرا در موارد مورد نياز به كار گيرد(Bhatt 2000). مدیریت دانش فرایندی است که به سازمان ها یاری می دهد اطلاعات مهم را بیابند، گزینش، سازمان دهی و منتشر کنند و تخصصی است که برای فعالیت هایی چون حل مشکلات، آموختن پویا و تصمیم گیری ضروری است(صفایی فخری 1385).
دانش امروز در قلب اقتصاد جهان قرار دارد و مدیریت دانش در موفقیت شرکت ها، یک امر حیاتی تلقی می شود. در اقتصاد جدید، تبادل دانش، بیش از محصولات و خدمات، موجب اعتلای سازمان ها شده است، به گونه ای که با بررسی شرکت های با رشد سریع در می یابیم که 50 درصد آن ها، به تجارت دانش کارکنان خود پرداخته اند. مديريت دانش با تبديل سرمايه هاي انساني به دارايي هاي فكري سازمان يافته براي سازمان ايجاد ارزش مي كند(عباسی 1386).  سازمان های موفق در مدیریت دانش، دانش را یک سرمایه سازمانی دانسته و ارزش ها و قوانین سازمانی را جهت پشتیبانی از تولید و اشتراک دانش توسعه می دهند(پوراصغر 1387).
مدیریت دانش منافع زیادي براي سازمان ها (در سطح فردي و سازمانی) دارد؛ در سطح فردي مدیریت دانش به کارکنان امکان می دهد که مهارت ها و تجربیات خود را از طریق همکاري با دیگران و سهیم شدن در دانش آنها و یادگیري ارتقاء دهند تا به رشد حرفه اي دست یابند. در سطح سازمانی، مدیریت دانش چهار منفعت عمده براي یک سازمان دارد؛ ارتقاي عملکرد سازمان از طریق کارایی، بهره وري، کیفیت و نوآوري، لذا سازمان ها مدیریت دانش را به منزله یک راهبرد و امتیاز رقابتی به حساب می آورند(سیف اللهی و داوری 1387).
چيت معتقد است نظام مديريت دانش بايد عناصر كليدي سرمايه دانش سازماني را در بر داشته باشد از جمله:
    اطلاعاتي در رابطه با مهارت ها و دانش كاركنان كه سبب تقويت توانايي سازمان مي شود،
    اطلاعاتي در رابطه با مشتريان سازمان
    اطلاعات در رابطه با ابزارها و روش شناسي هاي سازمان در جهت انجام فعاليت هاي خدماتي كيفي و موثر اطلاعات در رابطه با فعاليت ها و گروه هاي موجود در سازمان (Quaddus & jun 2005).
پژوهشگران و متخصصان تلاش مي كنند دريابند، چگونه منابع دانش به صورت موثري گردآوري و مديريت شود تا بتوان به عنوان مزيتي رقابتي از آن استفاده كرد. بنابراين قبل از اقدام به مبادرت بر اجراي طرح هاي مديريت دانش ، سازمان ها نيازمند ارزيابي زير سيستم هاي سازماني و منابع موجود خود هستند تا مهمترين و بهترين راهبرد مديريت دانش را براي خود شناسايي كنند(عباسی 1386). باور به سودمندى و البته ضرورت پياده سازى مديريت دانش براى دستيابى به موفقيت، در سازمان ها اشتياق ايجاد نموده و آن ها را به پياده سازى مديريت دانش ترغيب مى كند(هاشمی 1389).
عامل انساني در فرايند مديريت دانش و سازمان هاي دانش محور از نقش اساسي برخوردار است. توانايي افراد براي كار در شرايط جديد و بهره گيري از دانش و اطلاعات موجود و انتقال آن، عامل تعيين كننده در پياده سازي راهبرد مديريت دانش در سازمان است(عباسی 1386). پشتیبانی مدیران رده بالا برای پیاده سازی مدیریت دانش بسیار حائز اهمیت می باشد. واحد مدیریت منابع انسانی بایستی بر مدیریت رده بالا تمرکز کند تا آنها فرایندهایی را ترغیب کنند که یادگیری و تسهیم دانش را تشویق می کنند. مدیریت عالی سازمان می تواند از طرق مختلفی ازجمله: مشارکت فعال در مراحل مختلف فرآیند اجرای مدیریت دانش؛ تاثیر دادن میزان عملکرد دانشی افراد در سیستم های ارزیابی عملکرد، ارتقا، پاداش دهی، تشویق و تنبیه؛ حسابرسی عملکرد دانشی واحدهای سازمان در پایان هر دوره مالی و سایر راهکارهایی که متناسب با موقعیت و شرایط خاص هر سازمان باشد، تعهد و حمایت عملی خود را از مدیریت دانش نشان دهد(تولایی 1388).  مدیریت سازمان ها باید با تکیه بر دانایی امکان اتخاذ تصمیمات معقول تر در موضوعات مهم و بهبود عملکردهای مبتنی بر دانش را پیدا کنند(جوادین و همکاران 1389).
امروزه در كشورهاي مختلف از جمله ايران مديران، مشتاق به ايجاد سيستم هاي مديريت دانش در سازمان ها با هدف بهره گيري از نتايج مفيد آن مي باشند(ملکی و همکاران 1390). دولت جمهوري اسلامي ايران در برنامه چهارم توسعه كشور، توسعه مبتني بر دانايي (دانش- محور) را به عنوان يكي از محورهاي اساسي اين برنامه قرار داده است. در قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيز بخش اول به رشد اقتصاد ملي دانايي محور و بخش چهارم به توسعه مبتني بردانايي اختصاص يافته است(نکودری و یعقوبی 1390).
براي طراحي يك نظام مديريت دانش و يا ارتقاء سطح آن در يك سازمان، لازم است تا ابتدا شناخت كاملي نسبت به ماهيت و اهميت دانش و مديريت دانش در سازمان داشت و با شناخت مولفه ها و كاركردهاي آن و در جهت دستيابي به مزاياي راهبردي حاصل از پياده سازي مديريت دانش در سازمان، به بسترها و زمينه هاي موفقيت آن و نحوه برقراري تعامل و تعادل ميان اين عوامل، توجه ويژه اي مبذول نمود(رفعتی شالدهی و همکاران 1387). شناخت مدیریت دانش به عنوان یک روح حاکم بر اعمال سازمانی برای پیاده سازی آن ضروری است(حمزه ایی 1391).

تعاریف خلاقیت
از آنجایی که خلاقیت همواره موضوعی است در حوزه علوم انسانی و مفاهیم پیچیده اي را در بر دارد و گستره وسیعی را نیز در برگرفته، به سختی نیز قابل تعریف است و هر تعریف در واقع ابعادي از آن را روشن می سازد(شیروانی و علیپور 1389).
در فرهنگ وبستر ( 2003 ) خلاقيت قدرت و توانايي ايجاد خلق مفاهيم يا به كارگيري آن در شكل جديد، از طريق مهارت هاي ذهني تعريف شده است(سام خانیان 1387).
آلبرشت براين باور است كه خلاقيت، يك فرآيند ذهني وعقلايي براي ايجاد ايده هاي جديد و بديع است(الوانی 1378).
اريك فرم چنين بيان مي دارد خلاقيت، توانايي ديدن [آگاه بودن] و پاسخ دادن است(رضاییان 1385).
در تعریف دیگر، خلاقیت را بعنوان استعدادی که بطور بالقوه در هر فرد یا هر سن و سال جود دارد، در نظر گرفته اند. این گرایش طبیعی که رابطه تنگاتنگی نیز با محیط خود دارد، برای رسیدن به مرحله تحقق نیاز به شرایط مساعد دارد(ساعتچی و همکاران 1391).
مورگان و همکاران (1984)، تفکر خلاق را نوعی از تفکر می دانند که در این تفکر، اطلاعات بدست آمده از محیط و نمادهای ذخیره شده در حافظه درازمدت را برای حل کرد مسائل، مورد استفاده قرار می دهیم(کامکاری و افروز 1387).
گیلفورد دانشمند آمریکایی است که جامع ترین نظریه مربوط به خلاقیت را در سال 1959 ارائه داده است. وی معتقد است که خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است. تفکر عبارت است از فرایند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت. به عبارت دیگر، فعالیت های جهت دار ذهن برای حل مسأله(صادقی مال امیری و رئیسی 1389).
هسته اصلي يا عامل مشترك در همه تعاريف مربوط خلاقيت « ايجاد مفهوم جديد و با ارزش است » نیازآذری و همکاران 1390).

تفاوت خلاقیت و نوآوری
اگرچه واژه خلاقیت با نوآوری به طور مترادف استفاده می شود اما غالب محققان معتقدند که دو اصطلاح نوآوری و خلاقیت باید به طور جدا مدنظر قرار گیرند، چرا که دارای معانی و تعاریف جداگانه ای هستند. خلاقیت اشاره به آوردن چیزی جدید به مرحله وجود دارد، در حالی که نوآوری دلالت برآوردن چیزی جدید به مرحله استفاده دارد(طالب بیدختی و انوری 1383).
هالت، اصطلاح نوآوري را در يك مفهوم وسيع به عنوان فرآيندي براي استفاده از دانش يا اطلاعات مربوط به منظور ايجاد يا معرفي چيزهاي تازه و مفيد به كار می برد. در واقع نوآوري فرايندي است كه از طريق آن، سازمان مشكلات موجود را شناسايي و تعريف كرده، سپس فعالانه دانش جديد را براي حل آنها به كار مي گيرد. بنابراين، در يك تعريف كلي مي توان نوآوري را به عنوان هر ايده اي جديد نسبت به يك سازمان و يا يك صنعت و يا يك ملت و يا در جهان تعريف كرد(فتحی زاده و همکاران 1390).
با استناد به تعاريف فوق مي توان گفت خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار تازه است و این امر در محیط های سازمانی از ارزش بالایی برخوردار می باشد(ناظم 1382). به عبارتی نوآوري به معني به كارگيري تفكرات جديد ناشي از خلاقيت است كه در يك سازمان مي تواند به صورت يك كالاي جديد، خدمت و يا راه حل جديد انجام كارها باشد(فتحی زاده و همکاران 1390).


قسمتهایی از پیشینه تحقیق:
    در پژوهش 'رابطه مدیریت دانش و خلاقیت در مدیران مدرسه' کریمی کما و همکاران (1390) 220 نفر از مدیران پیش دانشگاهی و دبیرستان رشت به عنوان نمونه انتخاب کردند. در این پژوهش مدیریت دانش با استفاده از پرسشنامه Lawson ( که شامل ابعاد: خلق دانش، کسب دانش، سازماندهی، ذخیره، انتقال و کاربرد دانش است) و مقیاس چهار درجه ای لیکرت سنجیده شد. در انتها نتایج نشان داد که ارتباط مثبت و معنی داری بین ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت وجود دارد و مدیریت دانش دارای قدرت اثرگذاری بر خلاقیت می باشد (Farahbod et al 2012).
    بهرامی و ایرانزاده (1391) مطالعه ای تحت عنوان 'بررسی ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت: یک مطالعه موردی' با هدف بررسی اثر مدیریت دانش بر خلاقیت در میان کارکنان سازمان آب و فاضلاب استان آذربایجان غربی انجام دادند، که 136 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابعاد مدیریت دانش در این تحقیق بر اساس مدل Hicks شامل خلق دانش، ذخیره، تسهیم و کاربرد دانش می باشد. در نهایت نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که بین ابعاد مدیریت دانش و افزایش خلاقیت در کارکنان رابطه معنی داری وجود دارد (Iranzadeh & Bahrami 2013).


فهرست مطالب ادبیات نظری و پیشینه تحقیق مفاهیم و ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت (فصل دوم) بشرح زیر میباشد:
2-1 مقدمه
2-2 مبانی نظری پژوهش
تاریخچه
مدیریت دانش
اهداف مدیریت دانش
تعاریف مدیریت دانش
انواع دانش
تفاوت بین داده، اطلاعات و دانش
روابط میان داده، اطلاعات و دانش
تفاوت مدیریت اطلاعات با مدیریت دانش
مدل پايه هاي ساختمان مديريت دانش (پروست)
مهارت هاي اوليه براي استقرار مديريت دانش
عوامل موثر بر موفقيت و شکست مديريت دانش در سازما ن ها
منافع و مزایا
پيامد هاي عدم پياده سازي مديريت دانش
خلاقیت
تعاریف خلاقیت
تفاوت خلاقیت و نوآوری
موانع و راهکارهای بروز خلاقیت
ویژگی های  افراد خلاق
آثار و نتایج خلاقیت
رابطه بین مدیریت دانش با خلاقیت
2-3 مروری بر مطالعات انجام یافته:
2-3-1مطالعات انجام شده در ایران
2-3-2مطالعات انجام شده در جهان
منابع



پشتیبانی: 09392158693 (لطفا فقط عنوان فایل، نام خریدار و مشکل خود را پیامک و یا در تلگرام عنوان بفرمایید تا سوال و مشکل شما به متخصص مربوطه ارجاع شود).

نحوه دانلود : بلافاصله پس از پرداخت آنلاین قادر به دانلود فایل خواهید بود و همچنین یک نسخه از “لینک دانلود” نیز برای شما ایمیل می شود.

دانلود فایل

برای دانلود فایل بر روی دکمه زیر کلیک کنید

دریافت فایل


کلمات کلیدی: ادبیات نظری و پیشینه تحقیق مفاهیم و ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت (فصل دوم) مباني نظري اهداف مدیریت دانش پيشينه تحقيق رابطه بین مدیریت دانش با خلاقیت پيشينه پژوهش پياده سازي مديريت دانش فصل دوم پايان نامه ارشد تفاوت خلاقیت و نوآوری پيشينه نظري تعار

مطالب مرتبط

ادبیات نظری و پیشینه تحقیق مفاهیم و ابعاد مدیریت دانش و خلاقیت (فصل دوم)


ادبیات تحقیق و سوابق پژوهشی عوامل و ابعاد فرسودگی شغلی (فصل دوم)

جداسازي هيدروكربن هاي استفاده شده در پليمر غشاها

دانلود مقاله تحلیل رفتار شمع در خاک روانگرا شده بر اثر زلزله

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش اختلالات افسردگی و عاطفی پس‌ از‌ زایمان

پرسشنامه هوش هیجانی برادبری- گریوز

مبانی نظری و پیشینه پژوهش خودتنظیمی و یادگیری خودتنظیمی (فصل دوم)

مبانی نظری و پیشینه پژوهش انگیزه یادگیری بالینی(فصل دوم پایان نامه)

مقاله بررسی تاثیر آموزش ضمن خدمت در کارایی مدیران مقطع ابتدایی آموزش و پرورش

کند ذهنى کودکان

دانلود مطالعات و رساله معماري طراحی دهکده آرامش